تاج السلطنه
مقدمه 16
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )
ثروت ، يكى از حيث لذت . و همين قسم ، خوب مستعد شدم براى هر كارى كه ضرر من در او بود . به كلى غرق خيالات جديدى ، و آن عقايد كهنه به كلى خارج شده بود . در آن زمان تصور مىكردم : اگر اطاعت شوهرم را نكنم ، يا به حرف مادرم مطيع نباشم : ناچار در آتش جهنم مىسوزم . پس ، تعبدى و از ترس ، قبول داشتم . اما ، حالا خير ؛ مىگفتم : « انسان مختار و آزاد خلق شده . انسان خلق شده براى خورد ، خواب ، عيش ، عشرت ، آزادى . و به همين قسم ، كمكم خيال آزادى در من قوت پيدا مىكرد . از بس كه تاريخ و رمانهاى فرنگى را اين معلم من خوانده بود و تعريف شهرهاى قشنگ روى دنيا كرده بود و به من حالى كرده بود فقط دنيا همين تهران نيست ؛ من ديوانهوار ميل رفتن اروپا را داشتم . و همين ميل ، در من قوت گرفت و باعث متاركهى من با شوهرم شد . » خاطرات تاج السلطنه به لحاظ درج مطالبى از ايندست ، كه به كار ريشهيابى تاريخى كيفيت و كميت ثمرات گوناگون برخورد مظاهر فرهنگ و مدنيت شرق و غرب مىآيد ، بس مفيد فايدت تواند بود . كلام آخر آنكه : خاطرات تاج السلطنه نسختى است خطى به شمارهى 5741 ، موجود در گنجينهى نسخ خطى كتابخانهى مركزى دانشگاه تهران . اين نسخه ، مسودهايست از نسخهى اصلى خاطرات ؛ و آغاز و انجام آن ، چنين : آغاز : « تاريخ حالات ايام زندگانى خانم تاج السلطنه ، كه به خط خودشان به قيد تحرير درآوردهاند . و از روى اصل نسخه استنساخ مىشود . مورخهى يوم دوشنبه ، 19 ربيع الثانيه ، سنهى 1343 هجرى ؛ مطابق 25 عقرب 1303 شمسى ، خانم مزبوره ، دختر مرحوم ناصر الدين شاه قاجار است . » انجام : « بقيهى اين كتاب ، هنوز به دست نيامده است . تا اينجا كه به دست آمده است ، از روى اصل نسخهى تحريرى خود مصنف اين كتاب ، خانم تاج السلطنه ، صبيهى مرحوم مغفور ناصر الدين شاه ، كه بنا به خواهش و حسب فرمايش حضرت مستطاب اجل عالى آقاى آقا مير محمد على خان آزد كابلى ، معاون محترم سفارت جليلهى دولت عاليهى افغانستان در تهران ، به قلم ين حقير « رحمت اللَّه داعى طالقانى » ملازم سفارتخانهى جليله ، نقل و تحرير يافت . تهران ؛ به تاريخ دهم جمادى الثانى ، مطابق 16 جدى 1303 تمام شد . مستخدم سفارتخانه . » و السلام خير الختام منصوره اتحاديه ( نظام ما فى ) سيروس سعدونديان